فيروز ميرزا فرمانفرما
95
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
خوب و قناتهاى مرغوب دارد . در اغلب نقاط اين راه آب باران در غدير و گودالها ايستاده بود . امروز هوا به نهايت شدت گرم بود از تفضلات الهى اين آبهاى باران كلى از براى اهل اردو اسباب قوت طى مسافت و رفع صدمه شد . و در اين بيابان منزلگاه كه چاه شور است هرچه قنات بزنند در كمال آسانى آب گوارا درمىآيد در ده دوازده ذرعى بلكه كمتر به آب مىرسد ، و زمين هم كه الى ماشاء اللّه زياد است . كلان زهو منزل چهارم كلان زهوى مشهور و مسافت اين منزل شش فرسخ بود . عرض راه همه جنگل است ولى به تفاوت بهقدر نيم فرسخ اول منزل درخت طاق فقط است پس از آن دو فرسخ جنگل انبوه متصل بود . از آنجا ديگر الى منزل ، جنگل نقطه نقطهى طرح غريبى كه در هرنيم فرسخ بهقدر پنج برابر شهر جديد تهران صحراى هموار است كه بتههاى يك چاركى و نيم ذرعى از هرمقوله خار و نى و غيره داشت كه بهطور فلكه مدور ، اطراف آن دور تادور جنگل انبوه است كه تماشاى غريب و حالت عجيبى داشت كه آدم مىخواهد متصل تماشا كند . از چاه شور كوه مزار نمايان است و كوه مزار كه سابق ذكر او شده از اينجا نيز نمايان است ، كه از كمر به بالا سفيد و مملوّ برف است . در بين راه تفصيل ايلات و حشم طوايف را از دلاور خان مىپرسيدم ، بيانات مىكرد و مىگفت كه در پهلوى اين كوه كوهى است كه به خطر مستقيم به سيستان مىرود و سر آن كوه گود و درّه مانند است ، برف زيادى مىگيرد كه سالبهسال برف آن مىماند هيچ وقت تمام نمىشود از طرف مشرق و مغرب از خارج برف آن ديده نمىشود و در دامنهى آن كوه رودخانههاى كوچك و چشمهسارهاى خوب است . و ايلات بلوچ كه جمعى سعيد خان و غيره بود در آنجا